مناجاتی زیبا

بازدیدها: 3

” خداوندا “
برگ در هنگام زوال مي افتد و ميوه به هنگام کمال
اگر قرار بر رفتن است ميوه ام گردان و بعد ببر

” بارالها “
زمين تنگ است و آسمان دلتنگ
بر من خرده نگير اگر نالانم…
من هنوز رسم عاشقي نمي دانم

” خداوندا “
کمکم کن پيماني را که در طوفان با تو بستم , در آرامش فراموش نکنم و در طوفان هاي زندگي با ” خدا” باشم نه ناخدا

” بارالها “
به دل نگير اگر گاهي “زبانم “
از شکرت باز مي ايستد
تقصيري ندارد
قاصر است کم ميآورد در برابر بزرگي ات….
لکنت مي گيرد واژه هايم در برابرت!
در دلم اما هميشه
ذکر خيرت جاريست
من براي بندگي تو هزار و يک دليل مي خواهم
ممنونم که بي چون و چرا برايم “ خدايي ” ميکني….
امکان ندارد که کسی
چراغی برای دیگران
روشن کند و خودش
در تاریکی بماند…

خدايا : پنجره اي براي
تماشا و حنجره اي براي
صدا زدن ندارم ،
اميدم به توست ،
پس بي آنکه
نامم را بپرسي و
دفترهاي ديروزم را
ورق بزنى ، رحمتت را
بر همه دوستان و عزیزانم و من جاری فرما….. 🙏

Admin

Admin

با نوک انگشتانم آنقدر بر پیکره ی وب نگاره حک میکنم تا وب نگاره مثل سنگ نگاره های باستان ماندگار شود!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *